ریشهیابی بحران آب ایران: مدیریت دولتی نادرست یا جریانات طبیعی

ریشهیابی بحران آب ایران: مدیریت دولتی نادرست یا جریانات طبیعی

کسب وکار

ریشهیابی بحران آب ایران مدیریت دولتی نادرست یا جریانات طبیعی؟, ایران اگرچه از دیرباز در فهرست کشورهای کمآب قرار دارد، اما بحران فعلی آب صرفاً نتیجه جغرافیا یا تغییرات آب و هوایی نیست.

بر اساس تحلیلهای علیاکبر جعفری ندوشن، عضو هیئت علمی دانشگاه یزد، ریشههای اصلی این در تحولات ساختاری مدیریت آب طی یک قرن اخیر جستجو میشود.\از مدیریت بومی تا سرمایهداری دولتی تغییر پارادایمدر سیستم سنتی، مدیریت آب بر اساس همراستایی عرضه و تقاضا و با حفظ حق طبیعت در چارچوب خرد جمعی تدوین میشد.

نتیجه این گذار، قطع رابطه بین جامعه و منابع طبیعی و بروز نارساییهای ساختاری در مدیریت سفرههای آب زیرزمینی شد.\منطقه منا بؤره تنش آب و بیثباتی منطقهایایران در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (منا) قرار دارد که شدیدترین سطح تنش آب جهان را تجربه میکند. بیش از ۶۰ درصد جمعیت این منطقه در شرایط تنش آب شدید به سر میبرند، رقمی دو برابر میانگین جهانی.

ترکیب مدیریت ضعیف آب با بیثباتیهای سیاسی میتواند چرخه معیوبی را فعال سازد که تداوم خشکسالیها و سیلهای ناگهانی را به چالشهای امنیتی و اجتماعی تبدیل کند.

بر روی استحصال بیشینه آب (حفر چاههای عمیق، انتقال آب از دور) با غفلت از مدیریت تقاضا و الگوی مصرف، اگرچه در کوتاهمدت به نظر راهحل میرسد، اما در درازمدت منجر به تخلیه سفرههای آب و تنشهای بیشتر میشود.

راهکار پایدار، سرمایهگذاری بر فناوریهای نوین متناسب با اکوسیستم و تغییر مسیر توسعه است.\فرصت در قلب بحران تقویت مدیریت مشارکتیبحران آب میتواند الذاعی برای تقویت اجتماعات محلی باشد.

ایجاد اجماع در سطح بومین، بازسازی اعتماد بین شهروندان و دولت از طریق نظارت اجتماعی و مشارکت در تصمیمگیری، و دیپلماسی آب در مقیاس داخلی و بینالمللی، میتواند گامهای موثری در جهت مدیریت یکپارچه و پایدار منابع مشترک باشد.\نتیجهگیری اولویت دولت جدیدکاهش سطح آب زیرزمینی و بروز بحران فعلی، پیامد مستقیم حكمرانی نادرست آب در قرن اخیر است.

بازنگری بنیادین در رویکرد مدیریت، انتقال قدرت از متمرکز به مشارکتی، و قرار دادن حق طبیعت و عدالت توزیعی در قلب سیاستگذاری، باید در صدر برنامههای کلان دولت جدید قرار گیرد تا ایران از دام بیآبی ساختاری رها شود.