سیاره زهره نزدیکترین همسایه سیاره عطارد محسوب میشود، بااینکه سیاره مشتری حداقل ۹۵ قمر دارد، هیچکدام از دو سیاره داخلی منظومه شمسی حتی یک قمر هم ندارند که در مدارشان به دور خورشید همراهی کنند.
سیاره عطارد به دلیل نزدیکی بیش از حد به خورشید نمیتواند قمر داشته باشد، زیرا قمرهای احتمالی یا با سطح عطارد برخورد میکنند یا توسط گرانش خورشید از مدار آن دفع میگردند. بااینحال پرسش همچنان باقی است که چرا سیاره زهره هیچ قمری را به دام نینداخته یا دستکم در مقطعی از زمان قمر نداشته که اکنون از دست داده باشد.
سه روش اصلی شکلگیری قمرها
قمرها به سه روش شکل میگیرند. روش اول، افتادن در دام گرانش است که دانشمندان معتقدند سیاره نپتون بزرگترین قمر خود یعنی تریتون را به این روش به دست آورده است. جو رینو، دانشمند سیارهشناس ناسا، میگوید تریتون مداری عجیب دارد که نشان میدهد این قمر در گذشته سیاره کوتولهای متعلق به کمربند کویپر بوده است.
روش دوم، شکلگیری همزمان نام دارد که طی آن سیاره و قمرش به طور همزمان شکل میگیرند. به نظر میرسد قمرهای گالیلهای مشتری از دیسک عظیم گرد و غباری متولد شدهاند که مشتری در اوایل تاریخ منظومه شمسی از گاز و غبار اطراف خورشید جذب کرده بود. مواد این دیسک قمرهای کوچکی را شکل دادند که در نهایت به یکدیگر چسبیدند و بزرگترین قمرهای مشتری یعنی آیو، اروپا، گانیمید و کالیستو را به وجود آوردند.
روش سوم، برخورد عظیم است. ماه زمین احتمالا ۴٫۵ میلیارد سال پیش طی برخوردی بین پیشسیاره تیا و سیاره زمین به وجود آمد. در طول این برخورد، مواد کافی از سطح زمین پرتاب شد و ماه را تشکیل داد.
زهره باید قمر داشته باشد
سیاره زهره دارای جرمی برابر با ۸۰ درصد جرم زمین است، بنابراین میتوان انتظار داشت که از طریق روش برخورد عظیم یا شکلگیری همزمان، قمری به دست آورد. هنوز مشخص نیست که زهره چگونه از آشفتگی اوایل منظومه شمسی گریخته است.
پژوهشگرانی که عدم قمر و چرخش عجیب زهره را بررسی میکنند، بر اساس شبیهسازیها میگویند بعید است زهره از برخوردهای بزرگ دوری کرده باشد، زیرا اکثر این برخوردها دیسکی ایجاد میکنند که از آن یک قمر شکل میگیرد.
فرضیههای پیشرو و مأموریت آتی
فرضیه غالب برای نبود قمر در اطراف زهره، فاصله نزدیک این سیاره به خورشید است. بااینحال نظریه دیگری وجود دارد که زهره در اوایل تاریخ منظومه شمسی در معرض برخوردها بوده و سنگریزههای حاصل یک قمر را تشکیل دادهاند. این قمر مدتی با زهره همراه بود و به آرامی از آن گریخت. پژوهشگران میگویند یک برخورد دوم میتوانست چرخش زهره را معکوس کند و باعث شود قمر از دست رفته دوباره از طریق نیروهای کشندی به سمت زهره بازگردد.
هرچند این فرضیه میتواند چرخش عجیب زهره را توضیح دهد، اما هنوز مشخص نمیکند چرا زهره قمر ندارد. رصدهای بیشتر میتوانند به حل این معما کمک کنند. امیدوار است کاوشگر ناهیدی وریتاس که برای پرتاب در دهه ۲۰۳۰ برنامهریزی شده، بتواند دادههای مورد نیاز برای حل این راز را جمعآوری کند.