آشنایی با اختلالات گسستگی یا تجزیه‌ای_فرنگی

آشنایی با اختلالات گسستگی یا تجزیه‌ای_فرنگی

سلامتی

آشنایی جامع با اختلالات گسستگی انواع، علائم، علل و روشهای درمان

اختلالات گسستگی یا تجزیهای شامل مجموعهای از شرایط روانی هستند که در آن فرد با قطع ارتباط از واقعیت، هویت، خاطرات یا محیط پیرامون روبرو میشود. این اختلالات معمولا پس از تجربه تروماتیکهای کوتاهمدت یا بلندمدت به وجود میآیند و میتوانند عملکرد روزمره را به شدت تحت تأثیر قرار دهند.

انواع اصلی اختلالات گسستگی

سه نوع اصلی اختلال گسستگی وجود دارد که هر یک ویژگیهای متمایز خود را دارند.اولین نوع، اختلال هویت گسسته (DID) است که در آن فرد دارای دو یا چند هویت متمایز به نام آلتر میباشد. هر آلتر سابقه، ویژگیها، علاقهمندیها و رفتارهای منحصربهفرد خود را دارد و در زمانهای مختلف کنترل فرد را به عهده میگیرد. هویت هسته همان هویت اصلی و معمولی فرد پیش از ابتلا محسوب میشود. فرد میتواند از یک آلتر به دیگری به صورت ناگهانی و غیرارادی یابد و دچار فراموشیهای مکرر در امور روزمره، اطلاعات شخصی یا وقایع تروماتیک گذشته شود.

دومین نوع، اختلال فراموشی گسسته یا امنزیا گسسته است که اصلیترین علائم آن اپیزودهای ناگهانی فراموشی است که میتواند از ماهها تا سالها طول بکشد. این فراموشی سه شکل موضعی (عدم یادآوری یک دوره زمانی یا حادثه خاص)، انتخابی (عدم یادآوری جزئیات خاص در یک بازه زمانی) و فراگیر (عدم یادآوری هویت و تاریخچه زندگی کامل) دارد. شخص ممکن است نسبت به فراموشی خود کاملا آگاه نباشد و اغلب عزیزان او متوجه این موضوع میشوند.

سومین نوع، اختلال مسخ شخصیت یا واقعیت است که شامل تجربه احساس بیواقعی بودن یا قطع ارتباط از ذهن و بدن (مسخ شخصیت) و یا از محیط اطراف (مسخ واقعیت) میشود. در مسخ شخصیت فرد انگار تماشاچی زندگی خود از دور است و در مسخ واقعیت اشیاء و افراد واقعی به نظر نمیرسند. متوسط سن آغاز اولین اپیزود ۱۶ سالگی گزارش شده و ۲۰ درصد افراد اولین اپیزود را پس از ۲۰ سالگی تجربه میکنند. علاوه بر این، علائمی به نام گریز گسسته وجود دارد که وضعیت ذهنی موقتی با فراموشی و سفر ناخواسته به مکان غیرمنتظره را شامل میشود.

جمعیتهای مستعد و عوامل خطر

/>افراد در هر سن، نژاد و وضع اجتماعی-اقتصادی میتوانند دچار اختلالات گسستگی شوند، اگرچه شیوع در زنان بیشتر از مردان گزارش شده است. تجربه سوءاستفاده فیزیکی یا جنسی در دوران کودکی عامل خطر اصلی برای اختلال هویت گسسته (DID) محسوب میشود. آمارها نشان میدهد حدود ۹۰ درصد مبتلا به DID در ایالات متحده، کانادا و اروپا سابقه سوءاستفاده و تجاوز در کودکی داشتهاند. این اختلالات در طیف تروما قرار دارند و بسیاری از بیماران به طور همزمان دچار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اختلال شخصیت مرزی (BPD)، اختلالات مصرف مواد، افسردگی و اختلالات اضطرابی هستند.

علائم و علل اصلی

علائم معمولا برای اولین بار پس از یک حادثه تروماتیک ظاهر شده و موقعیتهای استرسزای بیشتر میتواند آنها را تشدید کند. عامل اصلی ایجاد اختلالات گسستگی، مکانیسم دفاعی ذهن برای مقابله با تروماتیکهای شدید، طولانیمدت یا تکراری (مانند سوءاستفادههای فیزیکی، روانی، جنسی، تصادف، بلایای طبیعی، جنگ یا قربانی جنایت) است، بهویژه در سالهای اول کودکی که مغز و مکانیسمهای دفاعی کامل نکردهاند. این جدا کردن ذهن از واقعیت در کوتاهمدت برای کاهش درد مفید است، اما تداوم آن باعث اختلال در عملکرد میشود. تحقیقات مغزی نشان میدهد در طول گسستگی، نواحی حافظه در عمق مغز فعالیت ریتمیک داشته اما ارتباط خود را با نواحی مسئول تفکر و برنامهریزی قطع میکنند.

فرآیند تشخیص

تشخیص توسط پزشکان بر پایه ارزیابی علائم و سابقه پزشکی انجام میشود. برای تفکیک از علل عضوی، آزمایشهایی برای بررسی آسیب مغزی، تومور، کمبود خواب و مصرف الکل یا مواد مخدر دستور داده میشود. پس از حذف علل پزشکی، بیمار برای تشخیص قطعی و برنامهریزی درمان به روانپزشک ارجاع داده میشود.

روانشناسی و مدیریت درمان

استاندارد اصلی درمان، رواندرمانی (گفتگودرمانی) با هدف کنترل علائم و فرآیندهای گسستگی است که در مطب روانشناس یا رواندرمانگر حرفهای انجام میشود. مهمترین رویکردها شامل درمان رفتاری-شناختی (CBT) برای تغییر الگوهای فکری منفی و یادگیری رفتارهای سالم، رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) برای تنظیم هیجانات شدید و ایجاد تعادل بین پذیرش و تغییر، هیپنوتیزم برای دسترسی به سطح عمیق ریلکسیشن و پذیرش توصیههای درمانی، و حساسیتزدایی و بازپردازش با حرکات چشم (EMDR) برای پردازش خاطرات تروماتیک است. اگرچه داروی اختصاصی برای خود اختلال گسستگی وجود ندارد، اما پزشکها ممکن است داروهای ضدافسردگی تجویز کنند تا از عود عوارض ناشی از اختلالات همرو جلوگیری کنند.

چشمانداز و اهمیت درمان زودرس

/>بسیاری از بیماران با درمان تخصصی میتوانند علائم اصلی را کاهش داده و کیفیت زندگی را بهبود بخشند، هرچند برای عدهای تأثیر بر زندگی شدید است. خطر خودکشی و آسیبزنی به خود در مبتلا به DID بسیار بالا است (بیش از ۷۰ درصد تاریخچه اقدام خودکشی دارند). مراجعه بهموقع به پزشک و آغاز درمان میتواند میزان اختلال در زندگی را به شدت کاهش دهد و پیشگیری از عواقب جدی را امکانپذیر سازد.