سالانه میلیونها نفر در جوامع مختلف با فرهنگهای متنوع قربانی خشونتهایی میشوند که صدمات جسمی و روانی قابلتوجهی به آنها وارد میکند. زندگی در محیطی که میزان خشم و خشونت در آن بالا باشد، خطر ابتلا به بیماریهای مزمن را در شهروندان افزایش میدهد.
خشم چگونه بر جامعه اثر میگذارد؟
افزایش تنشها و تعارضات
افزایش شیوع تنشهای اجتماعی و بروز رفتارهای پرخاشگرانه یکی از مسائل مشترک در تمام جوامع است. وقتی فرد خشمگین توانایی مدیریت خشم خود را نداشته باشد، واکنشهای غیرسازنده نشان میدهد که میتواند به تنشهای اجتماعی منجر شود. این واکنشها به صورت سرکوب خشم، بیان خشم به شکل نامناسب، تهدید و حتی خشونت نمود پیدا میکنند و باعث شکست در روابط، ایجاد دشمنی و فراهم آوردن محیطی نامناسب برای تعاملات میشوند.
خشم همچنین میتواند در اجتماع به عنوان فاکتوری افزایشدهنده تنشهای موجود عمل کند. وقتی فرد خشمگین در موقعیتهای اجتماعی چالشبرانگیز قرار میگیرد، میتواند به سرعت تنش را بالا ببرد و منجر به تعارضات بینفردی، اختلافات و نزاعهای اجتماعی شود.
کاهش همبستگی اجتماعی
خشم میتواند باعث کاهش همکاری و همبستگی در جامعه شود. وقتی خشم رفتار فرد را کنترل میکند، برقراری مکالمه سازنده، یافتن نقطه مشترک و هدایت کار به سمت راهحلهای مشترک دشوار میشود و فرد رفتارهای انتقامی از خود نشان میدهد. در این شرایط پیشرفت در حوزههای مختلف جامعه مانند سیاست، آموزش و عدالت اجتماعی با اختلال مواجه میشود.
افزایش خشونت و جرم و جنایت
خشم زمینهساز ارتکاب جرائم است. مهمترین عامل افزایش نزاع و درگیری، افزایش خشونت و کاهش آستانه تحمل جامعه است. افراد خشمگین تمایل بیشتری به بروز رفتارهای خشونتآمیز و ضرب و جرح دارند و این امر بهصورت مستقیم با افزایش جرم و جنایت در جامعه در ارتباط است. گاهی خشونتها منجر به رفتارهایی از جنس جرم و جنایت میشوند؛ تعرض و تجاوزهای جنسی نمودهای مجرمانهای از بروز خشونتاند که امنیت جامعه را به خطر میاندازند.
کاهش سلامت روانی جامعه
خشم، سلامت روانی افراد جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. افراد خشمگین با مشکلاتی مانند استرس، اضطراب و افسردگی مواجه میشوند که این اختلالات منجر به کاهش بهرهوری، روابط ناپایدار، افزایش هزینههای بهداشت و درمان و کاهش کیفیت زندگی و رضایتمندی افراد میشود. مطالعات نشان دادهاند مردانی که خشمگین هستند، نسبت به مردان آرام بیشتر در معرض سکته قرار میگیرند.
اختلالات اجتماعی
خشم به ایجاد اختلالات اجتماعی در جامعه میانجامد. افراد خشمگین با نادیده گرفتن قوانین و مقررات به اعتراضات و اعتصابات روی میآورند. همچنین خشم، هماهنگی اجتماعی را مختل کرده و اعتماد بین افراد جامعه را از بین میبرد و منجر به فروپاشی اصول اجتماعی، افزایش دشمنی و ایجاد حس ناامنی میشود.
تأثیر بر قربانیان و شاهدان خشونت
خشم، با صرفنظر از علت آن، بر قربانیان خشونت یا افرادی که شاهد آن هستند تأثیرات منفی زیادی میگذارد. خشونت میتواند باعث آسیب جسمی و همچنین آسیب روانی شود. چندین مورد از اختلالات روانی از جمله اختلال استرس پس از سانحه، اختلال هویت تجزیهای و اختلال شخصیت مرزی در افرادی که مورد خشونت قرار گرفته یا شاهد آن بودهاند گزارش شده است. سایر علائم روانشناختی مانند افسردگی، اضطراب و نوسانات خلقی نیز در قربانیان خشونت رایج است.
تأثیر بر کودکان و نسل آینده
تمام اقشار جامعه بهویژه کودکان در معرض تأثیرات منفی خشونت قرار دارند. برخی از اثرات خشونت ممکن است در دوران کودکی خود را نشان دهند و برخی دیگر تا بزرگسالی ظاهر نشوند. برای مثال احتمال سوءمصرف مواد در بزرگسالی، در افرادی که در کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند، بیشتر از سایرین است. علاوه بر این، قرار گرفتن در معرض خشونت میتواند رفتار خشونتآمیز را در کودکان افزایش دهد. تحقیقات آلبرت بندورا، روانشناس آمریکایی، نشان میدهد کودکان اغلب رفتارهای خشونتآمیز را تقلید میکنند، بهویژه اگر این اعمال توسط بزرگسالان مورد اعتماد مانند والدین انجام شود. کودکان همچنین از خشونت نمایشدادهشده در تلویزیون و سایر رسانهها تقلید میکنند. به همین دلیل احتمال تبدیل شدن به بزرگسالان خشن در کودکانی که در معرض خشونت رسانهای هستند، بهویژه کودکانی که با شخصیت خشن همذاتپنداری میکنند، بیشتر از سایر همسالان است.
خشم فروخورده و مخرب در جامعه مسبب اختلالات متعددی است که بر روابط فردی، خانوادگی و اجتماعی تأثیرگذار است. از این رو، آموزش فرآیندهای مدیریت و کنترل خشم و ارائه راهکارهای سازنده برای کنترل و کاهش آن اهمیت فراوانی دارد.